الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

398

الغدير ( فارسى )

- پليديها و تبهكاريهاى اينان ، بيش از آن است كه افرادى چون من بتوانند آنها را به رشتهء تحرير درآورند و شماره كنند . - شما كفران كرديد و سخنان بىاساسى در ستايش افراد بىفضيلت و نادان بر زبان رانديد . - اين بس نبود كه به يار پيغامبر ، على مرتضى ، آن مرد برگزيدهء دادگر ، بديها و عيبهايى را نسبت داديد ؟ - با گمراهى تمام گفتيد كه على عليه السّلام به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله اسائهء ادب كرده ، چرا كه دختر ابو جهل ملعون را خواستگارى نموده است . « 1 » - با وجود اينكه هرگاه اين امر حقيقت داشت و ثابت مىشد ، از او كناره مىگرفت و به خشم مىآمد . - به اين مرد هدايتگر نسبت پيروى از هواى نفس داديد ، و با اين گفتهء خود ، خدا را تكذيب كرديد . اين قصيده را علّامه سيد احمد عطار در جلد دوم كتاب الرائق ذكر كرده است . شاعر را بشناسيم سيد نور الدين على ثانى ، پسر سيد نور الدين على كبير ، پسر حسين ، پسر ابو الحسن موسوى عاملى جبعى يكى از مشايخ و بزرگان شيعه است . وى از سرآمدان علماست كه علم و ادب را باهم جمع كرده ، و به زيور تقوا و ورع آراسته بوده است و همچون پدرش ، از بزرگان خاندان وحى ، و از افراد بىهمتاى علم و فضيلت ، و چهره‌اى شناخته‌شده از شاگردان شهيد ثانى است . شخصيت مورد بحث ما نزد پدر بزرگوارش سيد شريف طاهر و دو شخصيت بزرگوار درس خوانده است : يكى صاحب المدارك كه برادر پدرى او بوده ، و ديگرى شيخ حسن ، پسر شهيد ثانى كه برادر مادرى وى بوده است . وى نيز از اين دو بزرگوار اجازهء روايت دارد .

--> ( 1 ) . داستان اين خواستگارى ، در صحاح و مسانيد نقل شده است .